ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

306

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

خربزه هم براى فروش دارد . اما مسافر نمىتواند به اين اميد باشد و بهتر است كه از نزديكترين شهر آذوقه با خود بردارد . برخى از كاروانسراها از بيرون شكوه و جلال فوق العاده و توأم با اسرافى دارند : نماها همه از مرمر و سردر آنها مزين است . سردر كتيبه‌اى است كه نام واقف و تاريخ وقف را بر آن نقش كرده‌اند . اما از آنجا كه شرقيها به ساختن و آباد كردن راغبند ، ولى از نگاهدارى بناها بىخبر ، زيباترين بناها از اين قبيل يا ويرانه شده يا در شرف ويران شدن است و اين در وضعى است كه با صرف مبالغى جزئى مىتوان اين تأسيسات را مرمت كرد . فى المثل كاروانسراى مادر شاه را نزديك اصفهان مىتوان ذكر كرد . اين بنا كه از نظر برازندگى ، لطف و استحكام ممتاز است در حال ويرانى و سقوط قرار گرفته است : جوى آب آن خراب است و فروريخته ، تخته‌هاى سنگ مرمر يا لق شده و يا با دستهاى تطاولگر شكسته و خرد شده است . ايرانيها خود مىگويند : « خراب و ويران است . » اعيان و ثروتمندان و فى المثل حكام و ساير صاحب‌منصبان با اسبهاى شخصى و در معيت خدمه‌اى متعدد مسافرت مىكنند . قافله با دو تا چهار اسب ، كه دهنه‌هاى مجلل دارند و از شالهاى سنگين هندى پوشانده شده‌اند ، شروع مىشود . به اين اسبها « يدك » مىگويند و نوكرانى كه خود سوار بر اسبند افسار آنها را در دست دارند . پس از آنها نوبت به تعدادى از تفنگچيها مىرسد . در فاصله‌اى از اينها حاكم يا خان فرا مىرسد كه بر اسب بلند تركمنى نشسته است ؛ زين تركى به صورت مقعر بر پشت اسب قرار گرفته و ارتفاعى چندين اينچى ايجاد كرده است ، ركابها را كوتاه بسته‌اند بطورى كه سوار هرگاه بر اسب بلند شود با كلاه بلند تاتارى خود كاملا بر اطراف خود مسلط مىشود و سايهء بلندى مىافكند تا آرزوى ايرانيان يعنى « خدا سايهء شما را هرگز كم نكند ! » در عمل نيز مصداق پيدا كند . نزديكتر از همه به وى « ميرزاها » و « قوشچيها » و پيشخدمتها و آبدار كه غذا ، تنقلات ، آب يخ و شربت تقديم مىدارد و قلياندار كه آب و آتش را براى چاق كردن قليان به وى سپرده‌اند حركت مىكنند . به محض اولين اشارهء ارباب ، قليان آماده است و با آتش گل انداخته در دسترس او قرار مىگيرد ؛ ارباب لولهء نرم و قابل انعطاف قليان را در دهان مىگذارد ، درحالىكه خود قليان تا وقتى كه او آن را مىكشد توسط سوار ديگرى كه در كنارش در حركت است حمل مىشود . باز در فاصلهء معين ديگرى ، عقبه مركب از قاطرها و حيوانات بار - كش كه چادرها و صندوقها ، فرشها و غيره را حمل مىكنند دنباله و انجام اين قافله را تشكيل مىدهد . براى جا دادن وسايل و لوازم شخصى « يخدانها » و يا « مفرشهائى » را كه از چرم است و با وزن مساوى در طرفين حيوان باركش مىآويزند به كار مىبرند ، مفرش براى حمل فرشها و رختخوابها بخصوص مفيد است و به هر مسافرى توصيه مىشود كه با خود مفرش همراه داشته باشد . در عقب زين باز « خرجين » را محكم كرده‌اند و احتياجات